تبليغاتX
barooni - دختر پاییز

پاييزي ام

ولي نه اينكه فكر كني ... نه !

من ...

روزي ،

در ميان خش خش برگهاي خشك شده‌ي ترد زاده شدم،

زير قطره هاي ممتد ابرهاي بخشنده رنگ گرفتم،

پاهايم در خاكهاي سيراب شده و گل و لاي خوشمزه‌ي گودالها راه رفتن را آموختند (شلپ شولوپ)،

دستانم با لمس زبري اندام دلبر درختان سفت شدند،

لبانم با بوسه هاي يكي در ميان باران جسارت خواندن پيدا كردند،

و سرانجام ...

خودم را لابلاي درختان خيس تازه لخت شده پيدا كردم،

و ذهنم مرطوب شد،

و ...

...

خيسِ خيسِ خيس

خواهم ماند... 

چون هواي باراني ...
+ نوشته شده توسط sasa در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 2:12 |