فردا در راه است
و من هنوز در ابتدای راه در جا می زنم
فردا در راه است
و من کنار پنجره فریاد می زنم هنوز را
که باش در کنارم
تا ابد به همین کوچه نگاه خواهم کرد
تا از سر پیچش ظاهر شوی
و برگردی
چه کرده ای با کوچه پس کوچه های دلم
که اینگونه عبورت را می طلبند
بیا و کوچه های دلم را عابر باش !
تا پاییزی دوباره
خش خش برگهای عشقم را به صدا در آوری
و غرش ابرهای آسمان دلم را ...
![]()
+ نوشته شده توسط sasa در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت
2:21 |

